نارنجی پوش

اکران نارنجی پوش درست فردای روزی که دیدمش تمام شد. می توانم بگویم که نارنجی پوش فیلمی ایده آلیستی ست که تلاش کرده فرهنگ سازی کند. یک جور اعتراض آمیخته به طنز است آنجا که حامد آبان _عکاس حرفه ای و خبرنگار روزنامه_ می شود لیسانسه ی نارنجی پوش. در کل در نظرم نارنجی پوش شخصیتی طنز آلود بود که اتفاقی با فنگ شویی آشنا می شود و بعد تحولی با سیر صعودی در او بوجود می آید.

فیلم مهرجویی نگاهی غیرواقعی به فنگ شویی دارد. خبرساز شدن در صفحه ی اول روزنامه ها هم غیر واقعی و ایده آلی ست و زندگی خصوصی ش هم ماجراهایی تکراری را روایت می کند. (به شخصه من نوعی بیننده خسته شده ام از دعوا و بحث های تکراری زندگی شخصیت ها، کلیشه ها، علاقه به وطن ها، و اصرار مداوم به ماندن ها) 

شاید اگر بخواهم منصفانه در مورد این فیلم قضاوت کنم، باید اضافه کنم که مهرجویی می خواسته یادآوری کند به من ایرانی که هر کدام از ما می توانیم رفتگر درون خودمان باشیم یا همان جمله ی معروف و کلیشه ای شهر ما خانه ی ماست را دوباره آویزه ی گوشمان کند تا مگر اینبار شهروندان خوبی شویم.

   + اولدوز طوفانی - ٤:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٢٤

Puss in Boots

گربه چکمه پوش کارتونی نوستالژیک است از فضای اسپانیای قدیم. پیشی با صدای (آنتونیو باندراس) و کیتی (سلما هایِک) نقش های اصلی این انیمیشن اند. مسیر داستان هم نوستالژیک است. شاید بارها این مسیر های خیانت و راه های بستن پیمان اخوت را با فیلم های بزرگسالان دیده باشیم، اما انیمیشن در عین حال که کودک را جذب می کند به نظرم برای بزرگسالان ساخته شده. پیشی در پی یافتن لوبیا های سحرآمیز با کیتی آشنا می شود و این آشنایی منجر به رسیدن به دوست قدیمی و خیانت کرده اش _ هامپتی الکساندر دامپتی _ می شود.

نقش کیتی در مسیر یافتن لوبیاهای سحرآمیز و فاش شدن نقشه ای که با هامپتی برای پیشی کشیده اند و تصمیم نهایی اش در ذهن کودک تاثیرگذار است. موزیک متن و موزیک تیتراژ پایانی جذاب و شنیدنی ست. (خصوصاً اگر با رقص گربه ای همراه باشد.)

   + اولدوز طوفانی - ٤:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٢٠