نارنجی پوش

اکران نارنجی پوش درست فردای روزی که دیدمش تمام شد. می توانم بگویم که نارنجی پوش فیلمی ایده آلیستی ست که تلاش کرده فرهنگ سازی کند. یک جور اعتراض آمیخته به طنز است آنجا که حامد آبان _عکاس حرفه ای و خبرنگار روزنامه_ می شود لیسانسه ی نارنجی پوش. در کل در نظرم نارنجی پوش شخصیتی طنز آلود بود که اتفاقی با فنگ شویی آشنا می شود و بعد تحولی با سیر صعودی در او بوجود می آید.

فیلم مهرجویی نگاهی غیرواقعی به فنگ شویی دارد. خبرساز شدن در صفحه ی اول روزنامه ها هم غیر واقعی و ایده آلی ست و زندگی خصوصی ش هم ماجراهایی تکراری را روایت می کند. (به شخصه من نوعی بیننده خسته شده ام از دعوا و بحث های تکراری زندگی شخصیت ها، کلیشه ها، علاقه به وطن ها، و اصرار مداوم به ماندن ها) 

شاید اگر بخواهم منصفانه در مورد این فیلم قضاوت کنم، باید اضافه کنم که مهرجویی می خواسته یادآوری کند به من ایرانی که هر کدام از ما می توانیم رفتگر درون خودمان باشیم یا همان جمله ی معروف و کلیشه ای شهر ما خانه ی ماست را دوباره آویزه ی گوشمان کند تا مگر اینبار شهروندان خوبی شویم.

   + اولدوز طوفانی - ٤:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٢٤