(Gone With The Wind (1939

برداشت آزاد من از فیلم "بر باد رفته"

قدرناشناسیِ اسکارلت، بیبی وار بودن افکارش، سیر در گذشته، اصرارهای بی فرجام، بهانه تراشی های اشلی، مردانگی رت و لب خندهای طنزآلودش، چشم پوشی هایش در نهان و در نهایت ترک شدن اسکارلت در لحظه ای که واقعیت تلخ برای اسکارلت پس از سال ها آشکار می شود، کدام و کدام اتفاق باید بیفتد تا متأثرمان کند؟ اصلاً لازم است یا نیست؟ چرا ما بعضی وقت ها از به حماقت زدن خودمان لذت می بریم؟ کجاست آن چشم بینا؟ البته اگر قرار براین باشد که در ابتدا بهانه های اشلی را بفهمد اسکارلت و چشم به واقعیت باز کند، پس چگونه ادامه خواهد یافت رمان مارگارت میچل؟

اشلی و حرف هایش در طول فیلم حرص درار بود. مخصوصاً آنجا که اسکارلت قبل ازدواجش با رت باتلر به اشلی اظهار علاقه می کند. حداقل برای من این‌طور بود. دوستش نداشتم. خودش هم (لزلی هوارد) گویا دوست نداشته این شخصیت را. مامی _ مستخدمه ی سیاه پوست_ حتا به نظرم عاقلانه تر از اسکارلت بیبی یا احمق می آمد. شخصیت رت دوست داشتنی و مردانه بود. تحسین برانگیز. فوق العاده. موسیقی متن هم به نظر دلهره آور بود تا رمانتیک. به هر صورت حق داشته اسکار ببرد. شوخی نیست هشتاد و اندی سال از ساختنش گذشته. خیلی از فیلم های وطنی ما هم اکنون این گونه اند.

برای اطلاع بیشتر به اینجا و اینجا نگاه کنید.

منتخب دیالوگ رت و اسکارلت موقع ترک کردن:

                                                                                      ؟What are you doing                                                                                                                

I`m Leaving you, my dear.                                                                                                         

All you need now is a dvorece, and your dreams of Ashley can come true.                                        

I leave us some dignity to remember out of our marriage. Spare us this last.                                   

I must have loved you for years, only I was such a stupid fool I did`nt know it.                                 

I belive you. What a bout Ashley wilkes?                                                                                       

/ 9 نظر / 15 بازدید
انا

1. بر باد رفته از اون فیلم ها و کتابای نوستالژیکه ..... هنوز رمان چهار جلدیشو با همون برگای قدیمی تو کتابخونه ی پدری دوس دارم و هر وقت یه بار یه دستی بهش می کشم 2. شخصیت اسکارلت و شورش برای زندگی . از پا ننشستنش . استفاده اش از تمام موقعیت ها . جنگیدناش فوق العاده است .... رت هم که دیگه نگم بهتره اما از همه شون بیشتر مامی با اون حالت حمایتگرش ... 3. هر وقت خسته می شم از کار ودویدن تو تهران بابا می گه بهم : برگرد تارا و منم که مرده ی همینم 4. کاش از کلارک گیبل و ویویان لی می نوشتی که با بازیشون تو این فیلم جاودانه شدن 5. فکر کنم برای کامنت رو یه پست بس بود نه بانو؟[زبان]

مرد یخی

راستش منم موافقم. به نظرم اشلی هیچ چیزی نداشت که اسکارلت به خاطرش اینجوری می کرد و در مقابلش رت پر از جذابیت بود.

آناهیتا آذرشکیب

سلام عزیزم چه انتخاب خوبی. من سه چهار باری این فیلم و دیدم. عالیه. اشلی منو یاد یکی می ندازه که یه موقعی در گذشته ای نسبتأ دور خیلی دوسش داشتم. درود بر تو و این انتخاب[ماچ]

مهرگان

سلام الدوز من این فیلم رو ندیدممتاسفانه اما خب هم رمان 4جلدی مارگارت میچل رو دوران دبیرستان خوندم و هم کتاب "اسکارلت" که سه جلدیه و یه نویسنده ی دیگه همون داستان رو ادامه میده! به پای برباد رفته نمیرسه اما توی اون کتاب هم اتفاقات جالبی می افته. سوای از اتفاقات رمانتیک داستان حواشی داستان ینی همون جنگهای داخلی آمریکا پایان برده داری و سرازیر شدن سیل بدبختی برای جامعهی خرپول آمریکا هم جالب بودند.

درخت ابدی

فیلم رو 20 سال پیش دیدم و چیز زیادی ازش یادم نمونده.

ققنوس خيس

سلام / فوق العاده است بربادرفته! من هم سالها پيش ديدم اين فيلم رو ولي كاملن تو ذهنم مونده! عاشق شخصيت اسكارلتم! يك زن! سرشار از زنانگي... كامل! قوي! دوست داشتني و خواستني... اشلي و همسرش هم خيلي تنفربرانگيزن به نظرم!

ققنوس خيس

اسكارلت قوي نبود؟ شك دارم فيلم رو ديده باشي.... به هر حال اسكارلت مثه ناموس منه [چشمک]

انا

با ققنوس هم عقیده ام

بونو

خون چکد از پیکرم، محکوم باورهای خویش بوده ام دیروز هم آگاه ، از فردای خویش (مشیری) مطلب محشر بود...